اساطير يونان باستان

آپلون:

پسر«زئوس»و«لتو» وبرادر دوقلوی«آرتمیس»از خدایان الپ بودوی خداوند موسیقی،پیشگویی و نباتات بود و اورا خدای شبانی و جنگ نیز می دانستند. وی دوبار به سبب اعمال خود موجب خشم زئوس شد.

آتالانت:

از زنان اساطیری بود و ماده خرسی به او شیر دادو به خاطروفاداری به« آرتمیس»برادر آپولون با کسیازدواج نمی کرد مگر اینکه در مسابقه دو بر او پیروز شود و جوانی به نام «هیپو میس»برنده شد وبا او ازدواج کرد.ولی زئوس آن دورا به دو شیر مبدل کرد

آترا:

دختر «پیته» بود و گرچه با«اژه ازدواج کردامااولین باربا«پوزئیدون»در آمیخت وفرزند وی نیمه رب النوع بود واین فرزند«تزه» نام داشت. و چون تزه مرد آترا از فرطاندوه و قصه دق کرد و بدرود زندگی کرد.

آته نا:

دختر«زئوس»و«مه تیس»بود وزئوس اورا بلعید تا فرزند وی خدای خدایان نشود.ولی بعد توسط «هفائیس توس»آته نا را ازسر او بیسرون آورد. آته نا رب النوع جنگ بود و رب النوع عقل و هنر نیز بود. آتن پایتخت یونان به نام اوست.

آرتمیس:

پسر «زئوس»و«لتو»و خواهر دوقلوی آپلون بود وی همیشه باکره بود و همیشه مسلح بود وزنان زائو را که درد می کشیدند. ازمیان می برد.قهرمان غول آسای اساطیر به نام«اوریون»نیز توسط او کشته شد و ایفی ژنی دختر آگاممنونهم قربانی او شد.

آژاکس بزرگ:

پسر «تلامون»از قهرمانان جنگ «تروا»بسیار سختگیر و از خدایان هراسان بود.وی به خاطر آنکه «اولیس»قهرمان قهرمانان معرفی شد به جنون دچارشد و به کشتار جانوران مقدس رداخت و سر انجام مغضوب خود شدو خود را کشت.

آژاکس کوچک:

پسر«اولیه»و جنگ آوری خشن بودو به همی خدایان بی اعتنا بود. واز این بی اعتنایی بیش از همه آته نا عصبانی شد و بعد از بلا های متعددی که برای تنبیه او بسرش آمد،با کمک«پزئیدون» آژاکس را به دریا افکندواورا غرق کرد.

/ 18 نظر / 102 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کدخدا

وبلاگ شعرو ديگه آپ نميکنی ؟ من اون وبلاگت رو گرچه دير شناختم ولی به نظرم وبلاگ تکی باشه خوشحال ميشم که اون وبلاگ رو هم آپ کنی

گيلدا

سايت خوبيه !

بد ذات

سلام خوبی خانمی ؟ بزار اول از آخرين کامنت شروع کنم

بد ذات

گفته بودی دم افطار تو رو فراموش نکنم .. آخه مومن من دم افطار بابام رو هم نمی شناسم چه برسه به بقيه حداقل می گفتی بعد از افطار اون يه چيزی باز اگه خوردنی بودی اون يه چيزی می تونستم قول شرف بدم که تو رو فراموش نکنم اما ...

بد ذات

از شوخی گذشته .. ما سگ کی باشيم بابا شما ما رو دعا کنيد که خدا يه نظری به ما بندازه فعلا که مثله کرم داريم تو چاله چوله ها می لوليم تا خدا قسمت کنه افعی بشيم بيفتيم به جون مردم

بد ذات

هی می گم از شوخی گذشته بازم ادامه می دم آقا جون داداش من با يونان حال می کنم ميکاوالتاری بهترين آثار يونان رو نوشته البته به عقيده من البته احترام هومر هم به جای خود

بد ذات

من اگه خدا بخواد امروز يا فردا آپ می کنم سری بزن

محمد

سلام وبلاگت جالبه لينکت کردم منو هم لينک کن

مهدي

موضوع وبلاگ بسيار جالب است ولي از نظر كمي و كيفي دچار كمبود هاي زيادي مي باشد . در هر صورت من آماده همكاري حرفه اي هستم (در مورد تاريخ يونان و ايران باستان) لطفا ميل بزنيد .با تشكر